شب بود و او ترانه خورشید بر لبش
از کوچه های شهر به نجوا عبو کرد
دیوار و خار مانع رفتن و لیک او
همچون پرنده پر زد از اینجا عبور کرد
تا چشم بازکردمش از دست رفته بود
مثل شهاب , وسعت شب را عبور کرد
+ نوشته شده توسط دوست در 85/04/16 و ساعت
2:36 |
|
شب بود و او ترانه خورشید بر لبش + نوشته شده توسط دوست در 85/04/16 و ساعت
2:36 |
|
|