« تا هست در زمانه یکی جان دوستدار
کی مرگ می تواند
نام تو را بـروبـد از یاد روزگار »
از آنجا که در سیر زندگی پربرکت محمد ، همت همیشگی او در برداشتن قدم خیر و دغدغه اجتماع از شاخصترین ویژگیها بوده ، مناسب بنظر می آید در این وبلاگ که برای بزرگداشت خاطره اش راه اندازی شده، ضمن بازتاب مطالب و آموزه های اجتماعی متناسب با آن بینش انساندوستانه ، خدمتی در جهت پیاده ساختن ایده های معنوی او ارائه شود. بدین ترتیب ضمن اینکه در اینجا عموما از دیروزها و منش او سخن به میان می آید ، لیکن ارائه مطالب عمومی تر در کنار یاد او ، راهی را به آینده باز می کند.
لذا بنا براین است که در حد مقدور پاره ای مطالب اجتماعی ادبی _ تا جائیکه در چارچوب بینش مصلحانه محمد میتوان متصور بود – در وبلاگ ارائه شود. هرچند این حرکت شاید فقط بخش کوچکی از ایده های انسانی محمد عزیز را بازتاب می دهد، امید است بتواند در اندازه خود در انتقال پیامهای مثبت به جامعه و رشد و تعالی نسل حاضر مفید واقع شده ، آثار سازنده احتمالی آن اجر معنوی باشد برای شادی روح او انشاءالله.
مطلب زیر را در همین راستا می خوانیم :
« شما دو انتخاب دارید »
مایک مدیر یک رستوران است
او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد
وقتی کسی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند ، معمولا پاسخ می دهد :
« اگر من کمی بهتر از این بودم ، دوقلو می شدم »
هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد ، بسیاری از پیشخدمتها هم محل کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند.
چرا ؟
برای اینکه مایک ذاتا فرد روحیه دهنده ای است. اگر کارمندی روز بدی داشته باشد ، مایک همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.
دیدن این سبک رفتار کنجکاوی مرا برانگیخت. لذا یک روز از او پرسیدم :
«من نمی فهمم. هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور این کار را می کنی؟»
مایک پاسخ داد : هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم به خودم می گویم : امروز 2 انتخاب دارم، می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا حالت روحی بد را برگزینم.
من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم. در زمان وقوع اتفاق ناگوار ، انتخاب می کنم که نقش قربانی را بازی کنم و یا اینکه از آن اتفاق درسی بگیرم.
من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.
من اعتراض کردم: « اما این کار همیشه به این سادگی ها نیست»
مایک گفت : بله همینطور است.
« اما کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی موقعیت انتخاب و تصمیم گیری می شود.»
«شما می توانید انتخاب کنید که چطور به موقعیتها واکنش نشان دهید و یا چطور افراد حالت روحیتان را تحت تاثیر قرار دهند.»
«این انتخاب شماست که حال خوب و یا بدی داشته باشید. انتخاب شماست که چطور زندگی کنید».
چند سال بعد....
من خبردار شدم که مایک کاری را بر حسب تصادف انجام داده که در صنف رستوران داری اصولا نباید انجام داد،،،
او درب پشتی رستورانش را بازگذاشته بود
و بعد ....
هنگام صبح او با سه سارق روبرو شد
آنها از او می خواستند که درب گاوصندوق را بازکند
درحالیکه او داشت گاوصندوق را بازمی کرد
به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد
دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند
خوشبختانه مایک را زود پیدا کردند و به بیمارستان رساندند
پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبت ویژه
او از بیمارستان مرخص شد ، درحالیکه هنوز بخشهایی از گلوله در بدنش بود
6 ماه پس از آن رویداد او را دیدم
وقتی از او پرسیدم که چطور است
پاسخ داد : « من اگر کمی بهتر بودم دوقلو می شدم»
از او پرسیدم وقتی سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت؟
جواب داد : هنگامی که به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم : می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم و یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.
پرسیدم نترسیده بودی؟
مایک ادامه داد : کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد.
اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم واقعا ترسیده بودم
از چشمان آنها می خواندم « این مرد مردنی است»
می دانستم که باید کاری بکنم
پرستاری آنجا از من پرسید که آیا به چیزی حساسی دارم یا نه
پاسخ دادم: « بله »
دکترها دست از کار کشیدند
من نفس عمیقی کشیدم و جواب دادم « به گلوله»
درحالیکه آنها می خندیدند گفتم :«من انتخاب کرده ام که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل یک مرده»
به لطف مهارت دکترها و البته بخاطر طرز فکر حیرت انگیزش مایک زنده ماند.
من از او آموختم که :
هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید.
طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست و هیچکس نمی تواند آنرا از شما بگیرد .
بنابر این اگر بتوانید از آن محافظت کنید سایر امور زندگی ساده تر می شود.
+ نوشته شده توسط دوست در
85/08/03 و ساعت
14:34 |